نوشتن در مورد آموختهها خود نوعی یادگیری است. پس به خودم متعهد میشوم تا گزارشی ماهانه از جستجوهای خودم داشته باشم. اینگونه کمتر لینکهای ذخیره شده و خوانده نشده خواهم داشت. چون مجبور میشوم حداقل تعدادی از آنها را بخوانم. نیز تمرینی خواهد بود بر توجه به اولویتهایم. همیشه آخر هر ماه غصههایی داشتم از نداشتن قصهای برای ماه آینده یا روزهایی که در ماه قبلی گذشتند. شاید نوشتن گزارشی از آنها بتواند مرهمی بر این زخم باشد. ترس، کمالگرایی و ننوشتن ریشههای این زخمند. وقتی زخمی در بدنمان داریم، ماهیچههای اطراف زخم منقبض میشوند تا آن را از هرگونه آسیب بیشتر و از هرگونه عفونت محافظت کنند، و اینکه اگر میخواهیم آن ماهیچهها از حالت انقباض درآیند و دوباره راحت شوند باید از آنها استفاده کنیم. کمال گرایی میتواند یکی از شیوههایی باشد که باعث گرفتگی ماهیچههای روانی ما میشود. باعث میشود تا جرات انجام کارها را نداشته باشیم، مضطرب و نگران باشیم و به خود اجازه حرکت و تجربه کردن ندهیم.
۱. آداب و اتیکت ارسال پیام و گفتگوی دیجیتال
۲. چند پادکست انگلیسی مهم
در این صفحه چند پادکست انگلیسی خواهید دید که با کلیک بر روی هر کدام یک معرفی مختصر ویک قسمت از پادکست نشان داده خواهد شد تا بهتر در مورد انتخاب ان ها تصمیم گیری کنید.
۳. تجربهی محمدرضا شعبانعلی از آموزش و یادگیری زبان
از زمان کودکی با شرکت در کلاس به یادگیری زبان انگلیسی علاقهمند شدم. اما به گونهای نبود که بتوانم از آن استفاده و به راحتی صحبت کنم. بعد از اتمام دانشگاه بار دیگر وارد کلاسهای زبان شدم. اما خوشبختانه تمرکز موسسه بر مکالمه بود. آنلاین بودن کلاسها و کلاسهای جانبی موسسه علاقه مرا به زبان انگلیسی برگرداند و با اعتمادبه نفس بیشتری ادامه دادم. اما بعد از مدتی ترجیح دادم به صورت خودخوان به یادگیری آن ادامه دهم(تجربه من از یادگیری زبان انگلیسی). هر کسی که خودخوان و از طریق آزمون و خطا چیزی را یاد میگیرید حرفی برای گفتن دارد. در لینک بالا به طور مفصل از تجربیات آقای شعبانعلی خواهید خواند که امیدوارم نکات ارزشمندی در آن بیابید.
در ادامه چند لیست از کتابهایی که در حوزههای مختلف یافتهام مینویسم. با اینکه هنوز همهی آنها را نخواندهام و بعضیها را تازه شروع کردهام اما معرفیها و بررسی مقدمهها نشاندهنده ارزش گذاشتن وقت برایشان بود.
پیادهروی
۱. فلسفه پیادهروی | فردریک گرو
۲. پیاده روی؛ وسکوت، در زمینه هیاهو | ارلینگ کاگه
۳. در ستایش پیادهروی | ارلینگ کاگه
بخشی از کتاب فلسفه پیادهروی
میخواهم بگویم قرار نیست به واسطهٔ پیادهروی با خودمان ملاقات کنیم. به واسطهٔ پیادهروی اصلاً از ایدهٔ هویت، از وسوسهٔ کسی بودن یا اسم و گذشتهای داشتن میگریزیم. کسی بودن فقط برای مهمانیهای مجلل و آنچنانی خوب است که هر کس در آنها داستان خودش را میگوید، کسی بودن فقط برای اتاق مشاورهٔ روانشناسها خوب است. اما آیا همین کسی بودن ضمناً الزامی اجتماعی نیست که قصهای احمقانه و طاقتفرسا را به دنبال خود میکشاند – چون بههر حال هر کس باید به تصویری که از خود ترسیم میکند پایبند باشد؟ آزادی برآمده از پیادهروی در کسی نبودن است؛ زیرا بدنی که پیاده میرود گذشته یا پیشینهای ندارد، تنها گردابهای است در جریان بسیار کهن زندگی. |
رواقیگری
۱. روزنگار رواقیگری | رایان هالیدی | ترجمهی علیرضا خضاعی
۲. راهنمای عملی رواقی زیستن | ویلیام اروین | ترجمهی شادی نیکرفعت
۳. فلسفهای برای زندگی | ویلیام اروین | ترجمهی محمود مقدسی (یا محمد یوسفی)
۴. سقراط اکسپرس | اریک وینر | ترجمهی شادی نیکرفعت
بخشی از کتاب فلسفهای برای زندگی
چیزی که رواقیون متوجهش شدهاند این است که قدرت اراده هم مثل قدرت ماهیچههای انسان است: هرچه بیشتر از عضلاتتان استفاده کنید، قویتر میشوند، و به همین ترتیب هرچه بیشتر ارادهتان را به کار ببندید، ارادهتان نیرومندتر میشود. در واقع رواقیون، با استمرار در تکنیک خویشتنداری، میتوانند خودشان را به افرادی با شجاعت و خویشتنداری فوقالعاده زیاد بدل کنند. آنها قادر به انجام کارهایی میشوند که دیگران از انجامشان وحشت دارند و میتوانند از چیزهایی صرفنظر کنند که دیگران تاب مقاومت در برابرشان و چشمپوشی از آنها را ندارند. |