پرنده به پرنده، تجربه به تجربه

موهایم را مدلی که دوست دارم می‌بندم. راحت ترین لباس‌هایم را به تن می‌کنم. بالاخره خودم را جمع و جور می‌کنم. لپتاپی که از صبح خودش را به خواب زده بیدار می‌کنم. فقط می‌خواهم بنویسم. بر حس رهانویسی مساوی وقت تلف کردن، غلبه می‌کنم. به روی خودم نمی‌آورم که سرما خورده‌ام. شاید هم تمارض می‌کنم تا بهانه‌ای برای غذا دادن به ترس‌هایم داشته باشم. در حدی گرسنه‌ام که یک بشقاب فسنجان خواهم خورد. می‌ترسم از فردا. فرداها. زخم‌هایی که به جای کم شدن، بر تعدادشان افزوده می‌شود. اما زخم نوشتن از نوع دیگری است. در اوج تجربه درد زخم‌های دیگر به دادم می‌رسد. رگه‌ی طلای امشب را یافتم. نوشتن مرا به رفتار صادقانه با خودم سوق می‌دهد. با هر بار آزادنویسی موتورم گرم می‌شود برای نوشتن در وبسایت. هر چند خیلی خیلی افتضاح. کتاب پرنده به پرنده مرا تشویق کرد تا تکلیف به تکلیف، تجربه به تجربه و مهارت به مهارت حرکت کنم.

تجربه ‌های من در تدریس ریاضی

«برای یاد گرفتن ریاضی به سراغ کسی بروید که گهگاه اشتباهاتی هم داشته.
کسی که هرگز اشتباهی نداشته، نمی‌تواند ریاضی را به سادگی به شما یاد دهد
– جان لیناکس

مدتی است در حال تدریس ریاضی در مقطع‌های مختلف هستم. با درخواست هر فرد برای تدریس در مقطعی متفاوت، چالش جدیدی ایجاد می‌شود. راه‌حل‌های مختلفی برای کسب بهترین و آسان‌ترین روش آموزش وجود دارد. فیلم‌های آموزشی، کتاب‌های کمک درسی و جزوه سایر معلمان. اما همانطور که راه راست برای هر کسی تعریفی دارد، بهترین راه آموزش هم متناسب با ویژگی‌های هر فرد متغیر است. بنابراین باید تفاوت افراد در دانش قبلی، نوع یادگیری و میزان توجه و تمرکز آن‌ها نیز در نظر گرفته شود. در این مسیر بارها اشتباهاتی داشته‌ام، مواردی را حتی بلد نبوده‌ام. اما بیشتر اوقات آن‌ها را اعلام کرده‌ام. از اینکه اظهار نادانی کنم، ترس چندانی ندارم.
مسلما این اشتباهات، همچون تجربه‌های دیگر، یادآور نکات قابل توجهی بوده است:
۱. مطالب برای مدت بیشتری در حافظه‌ام، ذخیره شده‌اند.
۲. به نظر من اشتباهات به نوعی بسط دادن مطالب است که باعث عمیق‌تر شدن یادگیری شده‌اند.
۳. اکثر اوقات دیدن مسئله از زاویه دیگری، نکاتی برای یادگیری دارد. داشتن اشتباه، یعنی فرصتی برای خلق یادگیری(با بررسی جهت دیگری از ماجرا)
۴. یافتن خلأهای قبلی و یا علت ایجاد آن

به نظر من انگار بدون اشتباه، فقط مطلب را حفظ می‌کنیم. نمی‌توان اشتباهات بقیه را درک کرد و راه‌حلی برای آن یافت.(البته طبق نظر بنجامین بلوم، حفظ کردن یکی از مراحل یادگیری است. گاهی حتی هدف یادگیری)
-جمله‌ای از پیاژه هم تا حدی مصداق این موضوع است.
«گاهی اوقات چنین به نظر می‌رسد که کودکان چیزی آموخته‌اند اما آنها معمولاً لفاظی کردن را یاد می‌گیرند. باید به کودکان فرصت دهید تا خودشان آن‌ها را کشف کنند.»

تجربه‌های من در پیاده‌روی

عادت‌های من در پیاده‌روی تنوع زیادی دارند تا هیچ بهانه‌ای برای انجام ندادنش نداشته باشم و فرایندی تکراری نشود.

۱. پیاده‌روی ساده و ریتمیک
بین ۶۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰قدم
شروع با سرعت کم و افزایش سرعت و درنهایت کاهش سرعت

۲. پیاده‌روی به مدت یک ساعت

۳. پیاده‌روی اینتروال
که می‌تواند با زمان‌ها و تعداد قدم‌های متفاوتی انجام شود. اما در کل مقداری از زمان را به پیاده‌روی خیلی سریع می‌گذرانیم و مقداری را به پیاده‌روی کمی آرام‌تر که به صورت چرخه‌ای تکرار می‌شود.
مثال:
۵ دقیقه گرم کردن
۲ دقیقه پیاده‌روی خیلی سریع
۱ دقیقه پیاده‌روی با سرعت کمتر(البته نه به صورت شل شل)
چرخه دو دقیقه و یک دقیقه را می‌توان تا نیم ساعت ادامه داد.
۵ دقیقه سرد کردن

می‌توان به جای گرفتن زمان، با تعداد قدم پیش رفت.
۱۰۰۰ قدم گرم کردن(پیاده روی ملایم)
۱۰۰۰ قدم پیاده‌روی خیلی سریع
۵۰۰ قدم پیاده‌روی با سرعتی کمتر
تکرار چرخه تا رسیدن به ۵۰۰۰ قدم
۱۰۰۰ قدم سرد کردن

البته تغییر تعداد قدم‌ها و زمان‌ها کاملا به خود شما و سطح تحرکتان بستگی دارد.

۴. تقیسم کردن پیاده‌روی به سه مرتبه در روز
۱۵ دقیقه صبح
۱۵ دقیقه ظهر
۱۵ دقیقه عصر

۵. تقیسم کردن پیاده‌روی به دو مرتبه در روز
۳۰ دقیقه صبح
۳۰ دقیقه عصر

۶. تقسیم کردن پیاده‌روی به ۶ یا ۸ قسمت ۵ دقیقه‌ای
۵ دقیقه پیاده‌روی، یک ساعت بعد از بیدار شدن
تکرار این ۵ دقیقه هر یک ساعت
تا رسیدن به تعداد تکرار ۶ یا ۸

۷. تقسیم پیاده‌روی به ۴ قسمت ۱۰ دقیقه‌ای
۱۰ دقیقه پیاده‌روی، یک ساعت بعد از بیدار شدن
تکرار این ۱۰ دقیقه هر دو ساعت
تا رسیدن به تعداد تکرار ۴

ترجیح می‌دهم حتما ابتدای روز پیاده‌روی داشته باشم تا عملکرد بالاتری داشته باشم. مخصوصا اگر حسابی ضربان قلبم را بالا برده باشم. ولی حتما در طول روز پیاده‌روی‌های کوتاه دیگری هم دارم.

به نظرم پیاده‌روی ورزش نیست. می‌تواند جایگزینی برای بی‌تحرکی زندگی مدرن باشد یا کمک به متابولیسم بدن و به عضله‌سازی(در صورت ورزش کردن) باشد. تا ۱۰۰۰۰ قدم پیاده‌روی مشکلی برای ما ایجاد نخواهد کرد. مگر این که مشکل زمینه‌ای مانند کمر درد یا زانو درد وجود داشته باشد. که در این صورت هم فقط افراد باید محدوده حرکتی و زمان پیاده‌روی خود را بدانند و شاید زمان آن را کوتاه‌تر کنند که با مشورت پزشک امکان‌پذیر است.

معمولا پیاده‌روی را به دویدن ترجیح می‌دهم اما اگر فضای کافی داشته باشم دوست دارم چند دقیقه‌ای را هم بدوم. و در صورت فراهم نبودن شرایط به جای دویدن از حرکات پرشی استفاده می‌کنم.

به نظرم کسی نمی‌تواند برای همیشه پیاده‌روی را از زندگی‌اش حذف کند. اگر راه رفتن‌های دیگر را که با هدف پیاده‌روی نیستند، در نظر بگیریم صرفا جایگزینی برای عدم تحرک ما هستند. اما پیاده‌روی و ورزش مواردی هستند که می‌توان در هر شرایطی انجامشان داد. (مثلا من در اتاق ۳ در ۴ خودم یا در هال پیاده‌روی می‌کنم.)

علاقه‌مند شدن من به ورزش و استمرار آن با پیاده‌روی شروع شد. بعد از انجامشان به علت ترشح هورمون لذت دوپامین حسابی کیفور می‌شوم. حس سبکی و کمی خستگی دارم. عزت نفسم بالا می‌رود که کار مفیدی برای خودم و بدنم انجام داده‌ام و در حال سرمایه‌گذاری برای خودم هستم. از این که برای خودم وقت گذاشته‌ام حس ارزشمندی دارم. و مهم‌ترین عامل رهایی از نشخوارهای ذهنی و امکان تفکر هنگام پیاده‌روی است. شاید دستشویی به اتاق تفکر معروف باشد اما پیاده‌روی هم می‌تواند در رتبه اول قرار بگیرد.

معمولا هنگام پیاده‌روی زیاد به خودم سخت نمی‌گیرم. انعطاف زیادی به خودم در تعیین زمان و تعداد قدم‌ها می‌دهم. گاهی با کفش و گاهی بدون کفش در خانه ورزش می‌کنم. حتما لازم نیست که بیرون پیاده‌روی کنم. یا کسی همراهم باشد. پیاده روی تنهایی را ترجیح می‌دهم. البته داشتن کفش مناسب لازم است اما نه تا حدی که به بهانه نداشتنش خودمان را از داشتن تحرک محروم کنیم.

چون سلامت جسم و روحم یکی از اولویت‌هایم است، پیاده‌روی و ورزش اجزای ثابت زندگی‌ام شده‌اند. کلن برای افزایش هر عادت جدید به برنامه‌ام در ابتدا آن را در اولویت روزانه‌ام قرار داده و وقت زیادی را برایش در نظر می‌گیرم. البته عادت‌سازی را دوست دارم چون بعد از مدتی لازم نیست مثل روزهای اول خودم را مجبور به انجامش کنم. تغییر شناخت، تمرکز آگاهانه برای ایجاد عادتی جدید و افزایش آگاهی درمورد پیاده‌روی دلیل تداوم این کار در من شده است.

برای شمردن تعداد قدم‌ها از ساعت هوشمند استفاده می‌کنم. چون به راحتی میزان تحرک روزانه، ضربان قلب، میزان ورزش و زمان کل تحرک را در اختیارمان می‌گذارد. البته من در ابتدا ساعت هوشمند نداشتم و با گرفتن زمان یا با در دست گرفتن گوشی تعداد قدم‌هایم را می‌شمردم. داشتن ساعت هوشمند یا برنامه‌های مختلف شاید در ابتدا بتوانند انگیزه‌ای در ما ایجاد کنند اما ادامه دادن هر مسیری نیازمند کار کردن روی باورهایمان و داشتن استمرار و نظم است نه داشتن انگیزه دائمی.

2 دیدگاه روشن پرنده به پرنده، تجربه به تجربه

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی