خانه تکانی مغزی

تغییر یا عدم تغییر 

آشنایی من با پگاه جهانگیرنژاد از طریق وبینارهای اهل نوشتن بود. پگاه در جلسه‌ای در مورد واگویه‌های ذهنی صحبت کرد و کتاب خانه تکانی مغزی را پیشنهاد داد. بعد از مدت‌ها با احساس نیاز و چند سوال به این کتاب برگشتم تا کمی روی واگویه‌های منفی خودم کار کنم. چون افکار و واگویه‌های منفی به راحتی کنترلم را در دست می‌گیرند و مرا به هر طرف که دوست دارند می‌کشند. تعریف واگویه را در یکی از فصل‌ها یافتم. واگویه روشی برای باطل ساختن برنامه منفی گذشته خود، با پاک کردن یا جایگزینی آن با دستورالعمل‌های آگاهانه و مثبت جدید است. با تکرار هر واگویه، ما در حال کدنویسی افکار و در نهایت رفتار خودمان هستیم. و از آنجایی که ضمیر ناخودآگاه ما بچه حرف گوش‌کنی است، به سرعت تمام کدهای نوشته را اجرا می‌کند و کیفیت کدزنی شما برایش پشه‌ای هم نمی‌ارزد. به طور خلاصه، بررسی واگویه چندین فایده دارد:

  1. تغییر رفتار دائمی چون تمام پیام‌های دریافتی مغزتان را کنترل می‌کند.
  2. مبتنی بر آخرین پیشرفت‌های علمی است
  3. تغییر ضمیر ناخودآگاه، مرکز کنترل مغز.
  4. تلاش برای آگاهانه سخن گفتن و رفتار کردن.

در کتاب به پنج سطح واگویه اشاره شده است که سعی می‌کنم با ذکر چند مثال آن‌ها را شفاف تر بیان کنم.

سطح یک: سطح پذیرش منفی: سطح «نمی‌توانم…»

در این سطح گزاره‌هایی از عدم توانایی خود و حسرت‌ها صحبت می‌کنیم.

  • من نمی‌توانم به خوبی بنویسم.
  • اگر فقط می‌توانستم روزانه یک ساعت پیاده روی کنم.
  • کاش می‌توانستم شغلی برای خود پیدا کنم.

 

سطح دو: سطح شناسایی و نیاز به تغییر «من نیاز به .. دارم»

در این سطح ما فقط مشکل را شناسایی کرده‌ایم اما هیچ راه حلی برای آن نداریم. در واقع، اگر بخواهیم جمله‌های خود را ادامه دهیم با واگویه‌های سطح یک کامل خواهیم کرد.

  • من نیاز به یادگیری زبان انگلیسی دارم. (اما نمی توانم!)
  • من باید رانندگی یاد بگیرم.(اما یاد نمی‌گیرم.)
  • من لازم است برنامه‌نویسی یاد بگیرم.(اما این طور نیست.)
  • من می‌دانم که اهمال کار هستم.(کاش می‌توانستم.)

 

سطح سه: تصمیم به تغییر «من هرگز… من دیگه..»

در این سطح شما نیاز به تغییر را می‌پذیرید و با گفتن چندین گزاره به زمان حال خودتان را در مسیر تغییر قرار می‌دهید. این سطح یک واگویه مثبت است.

  • من دیگه اگر از کسی ناراحت باشم، توی خودم نمی‌ریزم و باهاش در مورد موضوع ناراحتی صحبت می‌کنم.
  • من هرگز موقع عصبانیت با کسی حرف نمی‌زنم.
  • من دیگه از ترس‌هام فرار نمی‌کنم.
  • من دیگه کارهام را با تاخیر انجام نمی‌دم.

شاید در شروع کار این جملات را با خود تکرار کنید و همچنان کارهایتان را به تاخیر بیاندازید. اما ضمیر ناخودآگاه ما به کدهایی که به او می‌دهیم گوش می‌دهد و آن‌ها را عملی می‌کند. شاید در ابتدا با تکرار واگویه‌های مثبت همچنان به کارهای قبلی‌تان مثل اهمال‌کاری ادامه دهید. اما بعد از مدتی متوجه می‌شوید که با تکرار واگویه ناگهان دیگر اهمال کاری نمی‌کنید. تمام. این اسمش معجزه نیست. بلکه تاثیر واگویه‌ها روی ضمیر ناخودآگاه شما بوده است. 

 

سطح چهار: سطح خود برتر «من …. هستم»

در این سطح برنامه جدیدی به ناخودآگاه خود می‌دهیم. برنامه ما شامل فهرستی از نکاتی است برای کسی که می‌خواهیم باشیم. بر خلاف سطح یک، واگویه‌های این سطح مثبت هستند و من نمی‌توانم‌ها با بله من می‌توانم‌ها جایگزین شده‌اند.

  • در صورت نیاز، کارهایم را به موقع انجام می‌دهم.
  • من از صحبت کردن در مورد ناراحتی های ایجاد شده لذت می‌برم.
  • اشتباهات من در نوشتن، باعث یادگیری بیشتری شده‌اند.
  • من با نوشتن فکر می‌کنم و این گونه تفکر خلاقانه و نقادانه خودم را پرورش می‌دهم.

 

سطح پنج: سطح تایید جهانی «این .. هست»

این سطح از یگانگی ما با جهان اطراف می‌گوید. 

  • من و جهان یکی هستیم
  • من بخشی از جهان هستی و در حصار آن هستم.

برای دست به کار شدن، بهتر است واگویه های خود را برای مدتی بنویسید. بعد سعی کنید واگویه‌های سطح یک و دو که منفی هستند را با واگویه‌های سطح سه و چهار که مثبت و موثر هستند، جایگزین کنید. حتی می‌توان واگویه‌های شخصی خود را هم ساخت. مانند مثال‌های زیر:

۱. نوشتن برای من خیلی سخت است.

واگویه جایگزین: «من در حین نوشتن از آن لذت می‌برم، پس موانع نوشتن را پیدا می‌کنم و به دنبال راه حل برای آن‌ها می‌گردم.»

۲. دوست دارم زمان کمتری را در طول روز هدر بدهم.

واگویه جایگزین: «من با مشخص کردن ارزش‌ها و اولویت‌هایم، هرشب فهرست کارهای فردا را می‌نویسم. و با ساختن عادت‌های جدید، زمان‌های از دست رفته‌ام را کمتر می‌کنم.»

نوشتن واگویه‌های خود، تحلیل و تلاش برای تغییرشان قرار نیست معجزه کند. اما در بلندمدت می‌تواند نوع برنامه نویسی ما برای ناخودآگاهمان را تغییر دهد تا موثرتر با خود سخن بگوییم. عادت سازی و حل بعضی مشکلات نیز نیازمند نوع نگرش دیگری است.  البته بهتر است نکات زیر را هم در نظر بگیریم:

  • هر چقدر مشکل خود را با جزییات بیشتری شرح دهیم، دستورالعمل و واگویه دقیق تری برای آن خواهیم یافت.
  • بهتر است واگویه‌ها را به زمان حال بیان کنیم. (مثلا: من برای مطالعه روزانه کتاب وقت می‌دزدم.)
  • اگر با خودمان صادق باشیم، بهتر می‌توانیم خود قبلی‌مان را تحلیل کنیم و برای رسیدن به کسی که دوستش داریم، تلاش کنیم.

پی‌نوشت: چالش- روز سوم

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی